تبليغاتX
 دلکده

دلکده

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است

مواظب باش ببین داری با کی حرف می زنی بعد بگو


 

نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه 1386/01/29 ساعت 2:24 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه 1386/01/29 ساعت 2:21 موضوع | لینک ثابت


خیلی دوستت دارم

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

آری آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من دگر به پایان نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به صدای دلت گوش کن!

نظرش در مورد این وبلاگ چیه؟؟؟


 

نوشته شده توسط زینب در سه شنبه 1386/01/21 ساعت 4:0 موضوع | لینک ثابت


ببین دوستش داری یا عاشقشی

تفاوت عاشق بودن و کسی را دوست داشتن

 

 

بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفا وتهایی است . نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفا وتها را درک کنید.

 وقت دیدن کسی که عاشقش هستی تبش قلبت زیاد شده و هیجان زده می شی اما وقتی که کسی را می بینی که اونو دوستش داری احساس سرور و خوشحالی می کنی

وقتی که عاشق هستی زمستون در نظرت بهاره ولی وقتی که کسی رو دوست داری زمستون فقط فصلی قشنگ و زیبا ست.

وقتی به کسی که عاشقش هستی نگاه می کنی خجالت می کشی ولی وقتی که به کسی که دوستش داری نگاه می کنی لبخند می زنی.

وقتی در کنار معشوقه خودت هستی نمی تونی هر چی که تو ذهنته بیان کنی اما در مورد کسی که دوستش داری تواناییش رو داری.

تو  مواجه شدن با کسی که عاشقش هستی خجالت می کشی و یا حتی دست و بای خودت رو گم می کنی اما در مورد فردی که دوستش داری راحتتری و توانایی ابراز وجود داری.

 شما نمی تونید به چشمای کسی که عاشقش هستی مستقیم و طولانی نگاه کنی (زل بزنی)اما می تونی در حالی که لبخند ی به لب داری مدتها به چشمای فردی که دوستش داری نگاه کنی.

 
وقتی معشوقه شما گریه می کنه شما هم گریه می کنید و اما در مورد کسی که دوستش داری سعی می کنی آرومش کنی.
 احساس عاشق بودن و درک اون از طریق نگاه ( دیدن ) هست اما تو درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه بصورت کلامی  

 شما می تونی یه رابطه دوستی رو بایان بدید اما هرگز نمی تونبد چشمای خودتون رو روی احساس عاشق بودن ببندید چون حتی اگه اینکار رو بکنید - عشق مثل قطره ای تو قلب شما و برای همیشه باقی می مونه.

 

 


 

نوشته شده توسط زینب در سه شنبه 1386/01/21 ساعت 3:56 موضوع | لینک ثابت


رو در و دیوار این شهر

همش از تو یادگاره

توی این کوچه ی تاریک

منُ تنها نمی ذاره

یاد حرفای قشنگت

که تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات

که منُ بهونه می کرد

می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامُ واسه ی کی پس بخونم

دل من هواتو کرده آه کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم

توی این بازی که ساختی

من همه هستیمُ باختم

زیر پات گذاشتی آخر

عشقی که من از تو ساختم

اگه تو دوستم نداشتی

از دلم خبر نداشتی

دلت از سنگ شده انگار

که منُ تنها گذاشتی

می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامُ واسه ی کی پس بخونم

دل من هواتو کرده آه کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم

می شینم منتظر اینجا

تا تو برگردی دوباره

تا بشینی پای حرفام

بریم تا ماه و ستاره

می دونم میای یه روزی

یه روزی که خیلی دیره

یه روزی دل شکستم

سر این کوچه می میره

می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامُ واسه ی کی پس بخونم

دل من هواتو کرده آه کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم

##########################

 

اگر ماه بودم هر جا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم

اگر سنگ بودم هر جا که بودم سر رهگذار تو جا می گرفتم

 

اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی

وگر سنگ بودی به هر جا که بودی مرا می شکستی

مرا می شکستی

 

شاپرک

================

زیر این طاق کبود یکی بود یکی نبود

مرغ عشقی خسته بود

که دلش شکسته بود

اون اسیر یه قفس شب و روزش بی نفس

همه ی آرزوهاش

پرکشیدن بود و بس

تا یه روز یه شاپرک نگاشو گوشه ای دوخت

چشش افتاد به قفس

دل اون بدجوری سوخت

زود پرید روی درخت تو قفس سرک کشید

تو چش مرغ اسیر

غم دلتنگی رو دید

دیگه طاقت نیاورد رفت توی قفس نشست

تا که از حرفای مرغ

شاپرک دلش شکست

شاپرک گفت که بیا تا با هم پر بکشیم

بریم تا اون بالاها

سوار ابرا بشیم

یه دفعه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد

بارون از برق چشاش

روی گونش جاری شد

شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اونو دید

با خودش یه عهدی بست

نفس سردی کشید

دیگه بعد از اون قفس رنگ تنهایی نداشت

توی دوستی شاپرک

ذره ای کم نمی ذاشت

تا یه روز یه باد سرد میون قفس وزید

آسمون سرخابی شد

سوز برف از راه رسید

شاپرک یخ زد و یخ مرد و موندگار نشد

چشاشو رو هم گذاشت

دیگه اون بیدار نشد

مرغ عشق شاپرکو به دست خدا سپرد

نگاهش به آسمون

تا که دق کردش و مرد...

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

 

تو را راندم

تو را راندم ولی افسوس

که این قلب من از نام تو لبریز است

تو را راندم

ولی در دل ، امید دیگری دارم

که برگردی و من بار دگر لبخند را بر چهره ام بینم

بیا...برگرد...

 

 

♥نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد

♥ نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

♥ولي آنقدر مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد

♥ گلويم سوتکي باشد بدست طفلکي گستاخ و بازيگوش

♥ و او يک ريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد

♥ و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

♥ بدين سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ....♥♥♥

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

با رفتنت مسافر جاده رو تشنه کردی

جاده نفس نداره اگه تو بر نگردی

شب دراز قصه خمیازه ی زمینه

فاصله ی نفس ها فقط یه نقطه چینه

توی رگبار مصیبت من دلخوش بهارم

تو اوج خستگی ها خیالی از تو دارم

می گیره انتظارت تلخی لحظه هامو

نیاز ساده ی من جاده و بارون و تو

خاموشی شب سرد تاوان خستگیمه

نگاه تو همیشه امید زندگیمه

شعر تلخ کنایه برام طعمی نداره

حقیقت پیش رومه دور دلم حصاره

**  **  **  **  **  **  **  **  **  **  **  **  **  **  **  **

    *     *    *    *    *    *     *     *    *    *    *    *    *    *     *

 

یکی بود یکی نبود ، یه نفر «نامهربون» فک می کرد مهربونه.

«مهربونی های پوشالی» اون بدجوری دل های پرصداقت رو داشت می سوزوند. شایدم نمی دونست «اندیشه های رنگ و رورفته» داره.

بعضی ها می گن که چشما با آدم حرف می زنه.

یه شاعر پیدا شد و «غزل های سنگین چشمای اونو» شاعری کرد.

حالا هم پشیمونه . آره این حق اونه.

کسی که « احساس سرد» داره ، « نگاه پاییزی » داره ،

کسی که « بی خیاله» نباید منتظر « نوازش سپید » باشه

.یا برای « زخم دلواپسیاش » دنبال یه « دلواپس ».

خلاصه این که این همه گناه کاره ، همه ی بدی ها رو یکجا داره .

خوب ، معلومه به دعا احتیاج داره ، بدجوری هم احتیاج داره.

ولی اینکه شاعر قصه ی ما اونو دعا کنه ،

خیلی قشنگه به خدا.

پس بیایین شاعر خوب قصه رو به دلیل خوبی هاش دعا کنیم.

 

I LOVE YOU

 

در پایان رنگین کمان جام طلائی خورشی را نمی بینیم

در پایان هر داستان در می یابیم که همه چیز گفته شده است

اما!

عشق ما گنجینه ایست که تنها قلب های ما می تواند از آن بهره بگیرند

و عشق ما داستانی است که پایانی ندارد.

اما تو عزیزم!

فقط بگو که دوستم داری و تنها از آن منی

آنگاه عشق ما تا پایان زمان ادامه خواهد یافت

تا پایان زمان

 

 

 

امشب دلم برای حرفهای ناگفته ام تنگ شده.

آنقدر دل تنهایم ، تنها شده که تنهاییش را تنها دلهای غم گرفته و شکسته عاشق خواهند فهمید.

راز قلب شکسته را غریبی می داند که شبها فانوس عاشقی در دست در کوچه پس کوچه های زندگی ،

معشوقه اش را جستجو می کند ؛ اما دریغ از یک رد پا !

صدا باز هم خاموش می شود خاموش تر از همیشه ؛

حتی دیگر نم نم باران هم صدا ندارد.

صدایی از جنس بی صدایی! هیچ وقت صدای سکوت را از نزدیک نشیده بودم.

اما امروز شکستن شیشه های نازک دلم نیز دیگر صدا ندارد.

حتی صدای قطره های یخ زده اشک هم به گوش گونه هایم خوش نم آید.

کوچه پر می شود از سکوت تنهایی شب !

او دیگر در زمین کسی را ندارد که از عشق با او حرف بزند.

نام عشق برایش بوی غم می دهد. دیگر نه حرفی از عشق دارد و

نه عشقی برای حرف زدن !

تنها و سرگردان در وادی لحظه های بی کسی.

ناراحت از عشق های گذشته و امیدوار به معرفت حق !

رد پایی نیست ، نه رنگی برای سیاه شدن و نه اشکی برای گریستن.

ژاله ها هم روی گونه های یاس خشکیده و شبنم صبحگاهی به جای طراوت ،

سستی و رخوت را هدیه آورده است.

گوشه گوشه این قفس بوی مهربانی های گذشته و

رنگ زشت تنهایی به خود گرفته و باز هم من می مانم

و یک شب سرد بی صدا با تگرگ های بی رحم و عاشقی دل شکسته...!

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

در انتظارت نشستم

در کلبه ی صفا و یکرنگی و زیر آسمان بی ریا

منتظرم تا بیایی

و لبانم را به لبخندی شکوفا سازی و

شادی را مهمان چشمان غم آلودم کنی

در انتظارت هستم

تا زمزمه های داتنگی خود ار با تو بگویم.

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

دروغکی عاشق نشو که عاشقی راستی می خواد

قول و قرارای قدیم نگو که یادت نمی یاد

نگو که اون حرفای خوب تمومشون یه قصه بود

طفلی دل ساده ی من به پای کی نشسته بود

تویی که قصر قصه رو ساختی با نیرنگ و فریب

منی که آشنا شدم  با این زمونه ی غریب

منی که دل به عشق تو  رو سادگی باخته بودم

چه سخته باورش ولی عشقمو نشناخته بودم

بازم می گم تا بدونی که عاشقی راستی می خواد

دروغ نگو که عاشقی به رنگ چشمات نمی یاد

رو تاق آسمون دل سکه ی خورشیده ولی

به شرطی که دیگه دم از عشق دروغی نزنی

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

 

پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت

زمان بر مغز و پوست کهنگی می تازد امروز

چه کم داریم من و تو

از درخت و سنگ بی مغز زمین

ای دوست!

بنگر!

بنگر ! زمین هم پوست می اندازد امروز

پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت

I LOVE YOU

 

 

تنها یک بهانه ، یک بهانه ی کوچک کافی است

برای طلوع عشق در افق لحظه های سوت و کور و خالی از رویش مان ،

برای اینکه در متن این روزهای سربی و حزن آلود

در باغچه ی کوچک احساس مان گل های ایثار و شوق و مهربانی بروید.

تنها یک بهانه تا مثل رود راه دریا را در پیش بگیریم

و در این جاری آرام شکوه عشق را به گوش بیابان ها ،

سنگریزه ها ، درختان و چمنزارها فریاد کنیم.

باور کن. یک بهانه ی کوچک کافی است برای اینکه

آسمان در نگاهمان تکثیر شود. برای اینکه زندگی

در نفس های من وتو بارور شود.

توئی که درمکتب من الهه ی تمام خوبی هایی ،

برای طلوع ، برای رویش ، برای یکی شدن ،

برای عاشق شدن بهانه ای به دستم بده.

من سال هاست در حسرت این بهانه ام.

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر

مونده یه مرداب پیر توی دست خاک اسیر

منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام

داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم

می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم

آرزو داشتم برم تا به دریا برسم

شب و آتیش بزنم تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر

اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر

چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند

اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند

توی چاله افتادم خاک من و زندونی کرد

آسمونم نبارید اونم سرگرونی کرد

حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون

یه طرف می رم تو خاک یه طرف به آسمون

خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین

با چشام مرنم و دارم اینجا می بینم

سرنوشتم همینه من اسیر زمینم

هیچی باقی نیست ازم قطره های آخره

خاک تشنه همینم داره همراش می بره

خشک می شم تموم می شم فردا که خورشید بیاد

شن جامو پر می کنه که می یاره دست باد

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

منم و چند تا قناری  با یه زندگی ساده

یه درخت بید و سایه ش  همینم واسم زیاده

منم و یه آشیونه که فقط اسمشه خونه

یه نهال گل نداده همینم واسم زیاده

شده قلبم همین خونه با فضای عاشقونه

این فقط عشقه که هر روز به رگام خون می رسونه

منم و یه گلدون گل روی طاقچه ی اتاقم

شده این گلدون کوچیک وسعت تموم باغم

نه گله از بیش و از کم نه گله از دل پر غم

دوست دارم همینی که هست

با تموم اشتیاقم

I LOVE YOU

قسمت می دم پشت سر من

من مسافر گریه نکن

گریه نکن گریه نکن

بیشتر از جونم من دوست دارم

این دم آخر گریه نکن گریه نکن گریه نکن

میبرم با خود من کوله بار خاطره هارو

گریه نکن گریه نکن

گریه نکن

می خوام ببینی با لب خندون صبح فردارو گریه نکن

برمی گردم با یه دنیا جلوه های عاشقانه گریه نکن

برمی گردم که بخونم از لب تو باز ترانه

توی دنیا تورو دارم برای من همین بسه

گریه نکن

خوبترینه بهترینه اون که با من هم نفسه

قسمت می دم پشت سر من

من مسافر گریه نکن

گریه نکن گریه نکن

بیشتر از جونم من دوست دارم

این دم آخر گریه نکن گریه نکن گریه نکن

 

ک ن م ه ر ش ب دع ای ی ک ز د ل م ب ی ر و ن ر و د م ه ر ت

و ل ی آ ه س ت ه م ی گ و ی م خ د ا ی ا ب ی ا ث ر د ا ر ش

من و تو مثل دوتا خط می مونیم

که توی دفتر مشق اسیر شدیم  نرسیدیم به هم و آخرشم

تو همون دفتر کهنه پیر شدیم

بی هم و کنار هم روزا گذشت دستای من نرسید به دست تو

می دونم که ما به هم نمی رسیم

اگه با شکست من شکست تو ما به هم نمی رسیم آخر بازی همینه

آخر عشق دوتا خط موازی همینه

اگه من بشکنم و تو بی خیال بگذری از من و تنهام بذار

اگه با تموم این خاطره ها

تو همین دفتر مشق جام بذاری بعد اون دیگه نه من مال منه

نه تو تکیه گاه این شکسته ای

بیا عاشق بمونیم کنار هم نگو از این نرسیدن خسته ای

ما به نمی رسیم.........

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

@@@@......................@@@............@@@...................@@........@@@@@@ @@@..................@@.....@@.........@@@.................@@.........@@..........@ @@@................@@.........@@.........@@@.............@@...........@@............ @@@................@@.........@@............@@@.........@@............@@@@@@ @@@................@@.........@@...............@@@.....@@.............@@@@@@ @@@......@........@@......@@...................@@@.@@...............@@............ @@@@@@.........@@....@@.......................@@@@................@@..........@ @@@@@@.............@@@.............................@@@................@@@@@@

مناج نمشد ییوت هک مناد و موراد تتسود

منادن تسود ماهدش مناج نمشد اب هچ زا

برعکس باید می خوندی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو را از بین صدها گل جدا کردم
تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی
تو تنها اسمی بودی که صدا کردم
عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده
که خیلی وقته یخ کرده
عشق من

دیگه دلواپست بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
درعین زندگی مردن

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

حیف که نیمشه از تو گفت از تو نوشت

 

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

دنیا

آخه بدون عشق دنیا نمی شد

امروز

اگر عشقی نبود فردا نمی شد

مجنون

بدون عشق فقط یه اسم کهنه ست

لیلا

اگه عاشق نبود لیلا نمی شد

 

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

 

جدایی از حد که بخواد بگذره فاصله بین ما یه دیوار می شه

قهر اگر با کینه سازش کنه

دل به خود آزاری گرفتار می شه

ماکه باهم زندگی رو ساختیم سفره ی عشقو با هم انداختیم

تکیه به هم دادیم وبا سادگی

گریه کنون دل رو به هم باختیم

حیفه به پایان برسه عشقمون به مرز حرمان برسه عشقمون

مست غروره همه تار و پودت

غرور تو ارزونی وجودت

این دستای من تو اونو حالا بگیر تو فاتح و من توی چنگت اسیر

گریه ی من اگر که مقصود توست

مسکن روح تب آلود توست

این اشکای من چشماتو وا بکن مرگ غرورم رو تماشا بکن

ماکه باهم زندگی رو ساختیم

سفره ی عشقو با هم انداختیم

تکیه به هم دادیم وبا سادگی  گریه کنون دل رو به هم باختیم

حیفه به پایان برسه عشقمون

به مرز حرمان برسه عشقمون

 

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

 

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

اگه نظرت رو بهم بگی خیلی خوشحالم کردی

 

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€

 

 


 

نوشته شده توسط زینب در سه شنبه 1386/01/21 ساعت 3:56 موضوع | لینک ثابت


با خدا باش

وقتي خدا بهت مي گه باشه يعني اون چيزي رو که مي خواي بهت مي ده .

وقتي خدا بهت مي گه صبر کن يعني يه چيزي بهتر بهت مي ده .

وقتي خدا بهت مي گه نه يعني بهترين چيز رو داره برات آماده مي کنه

 

ای گلِ شکسته ساقه شعر من

نمی خوام چشمای تو ابری بشه

نمی خوام تو لحظه های بی کسی

رو سرت دست نوازش نباشه

خیلی وقته که تو رو ندیدمت

خیلی وقته که من از تو غافلم

ای پری خوب من منو ببخش

بگذر از خطا و تقصیر دلم

 

ای تو مریم عزیز قصه هام

می دونم که عمری از تو من جدام

اما شب ها با چشای گریونم

می ذارم عسکتو روی این چشام

دل من می خواد مث همون روزا

تو منو عاشقونه صدا کنی

بند می گیری  توی آسمون دل

غصه رو از تن من جدا کنی

 

با تو دنیا همیشه تو مشتمه

حتی اون جهنمم بهشتمه

بی تو با یاد تموم قصه ها

انتهای عمر و سرنوشتمه

بی تو من بغض سکوتُ می شکنم

این دل شیشه ای از جا می کنم

رو همه ستاره های آسمون

نقش یه مهر باطل می زنم

ای تو مریم عزیز قصه هام

 

می دونم که عمری از تو من جدام

اما شب ها با چشای گریونم

می ذارم عسکتو روی این چشام

دل من می خواد مث همون روزا

تو منو عاشقونه صدا کنی

بند می گیری  توی آسمون دل

غصه رو از تن من جدا کنی

♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪

توی یه موزه ی معروف که با سنگ های مرمر کف پوش شده بود,

مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بودند

که مردم از راه های دورو نزدیک واسه دیدنش به اونجا می اومدن.

و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه

یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛

با مجسمه؛ شروع به حرف زدن کرد و گفت:

"این؛ منصفانه نیست!

چرا همه پا روی من می ذارن تا تورو تحسین کنن؟!

مگه یادت نیست؟! ما هر دومون توی یه معدن بودیم,مگه نه؟

این عادلانه نیست! من خیلی شاکیم!"

مجسمه لبخندی زد و آروم گفت:

"یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه

, چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟"

سنگ پاسخ داد: "آره ؛

آخه ابزارش به من آسیب میرسوند."

آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.

آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم."

و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که:

"ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه.

به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم .

به طور حتم در پی این رنج ؛گنجی هست.

پس بهش گفتم : "هرچی میخوای ضربه بزن ؛بتراش و صیقل بده!"

و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم.

و هر چی بیشتر می شدن؛بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم!

پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن.

" آره عزیز دلم!رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو .

و یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم.

پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم:"خوش اومدی"

و از خودمون بپرسیم : "این بار اون لطیف بزرگ چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده؟"

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

همیشه می گفت تا آخر دنیا باهاتم. حالا که رفته فهمیدم چرا می گفت :

دنیا دو روزه!!!

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

منتظر نظرای قشنگتون هستم

نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم

دستت به دست دیگری از این گذشته کار من

اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم

گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم

شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم ...

رفتم کنار پنجره ... دیدم تو را با... بگذریم

چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت می کنم

من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری

دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم

تو التماسم می کنی جوری فراموشت کنم

با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم

گفتی محبت کن برو

باشد خداحافظ ولی

رفتم که تو باور کنی

دارم محبت می کنم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

هیچ کس با من نیست

مانده ام تا به چه اندیشه کنم

مانده ام در قفس تنهایی

در قفس می خوانم

چه غریبانه شبی است شب تنهایی من

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

سفر کردن برام سخته عزیزم

نمی تونم برم اشکی نریزم

چقدر سخته نگاه کردن به چشمات

سفرسخته برام سخته عزیزم

تو با چشمات می گی کی برمی گردی

منو تنها نذار با آهِ سردی

می گی این آخرین باری نباشه

که می بینم تورو تو برمی گردی

منم با بغضی از احساس سردم

می گم ای نازنین من برمی گردم

میام روزی سراغ چشمای تو

می فهمی که فراموشت نکردم

می فهمی که فراموشت نکردم

################################

 

جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست

راستی نخستین چیزی است که انسان باید به جست و جویش بپردازد

زندگی دریای متلاطمی است که قطب نمای آن محبت است

اگر گوش داری بشنو و اگر زبان داری سکوت کن

نشاطی که در نتیجه غم دیگران حاصل شود گناه است

گاهی سکوت بیش از تمام حرف ها مقصود را بیان می کند

خطا کارترین کسان افرادی هستند که عیب دیگران را می بینند

حیات آدمی در دنیا صورت حبابی است در دریا

یادتان باشد که هیچ کس به سگ مرده لگد نمی زند

فلک با تابش خورشید پاداش مهربانی را می دهد

سه چیز خیلی سخت است: فولاد - الماس - و خویشتن شناسی

محبت بزرگتر از قانون است

دنیا سراسر زیبایی و جمال است و ما کمتر متوجه آن هستیم

 

################################

 

تو شبای بی ستارم

تو برام بارون نوری

واسه قلب پاره پارم تو نشونه ی غروری

تو تو اوج آسمونی

تو همیشه تک می مونی

تو یه دنیا عشق نابی که  برام غزل می خونی

گرچه با این سفر از من دور می شه صورت ماهت

اما با من می مونه باز گرمی نگاهت

من به یاد تو همیشه عشقمونو بر می دارم

وقتی تو بیای دوباره اونو تو قلبت می ذارم

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

**********نظر یادت نره ها********

از برای تجربه چندی مرا دیوانه کن

گر به از مجنون نبودم باز عاقل کن مرا

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

منتظر نظرت هستم گلم !!!

حادثه بهتر از این نیست

که دلم صید تو باشه

وقتی صیاد تویی جونم

آرزومه توی چنگ تو بمونم

حادثه بهتر از این نیست

که دلم صید تو باشه

چی می شه تیرکمون چشم تو

واسه یک بار بشینه تو قلب چشمام

نفس منُ و ببره

خنجر تیز نگاهت

تا که از پا بشینه تپش چشمه ی اشکام

حادثه بهتر از این نیست که

که دلم صید تو باشه

من بیابون تو بیابون

سر راه تو می شینم

تویی صیادم و من هر شب و روز در کمینم

&& &&------&&-------&&-------&&&----------------&

--------&-------&&---&&------&&----&&-------------&

&& &&--------&&-&&------&&------&&------------&

--------&----------&&&--------&&----&&-------------&

&& &&-----------&&-------------&&&---------&&&&

 

نظر یادتون نره!!!!

باز دوباره خبری از توی بی وفا ندارم

می دونم به جز گلایه دیگه چاره ای ندارم

اگه نشنوم صداتو

اگه گم کنم چشاتو

بدون از دوریت می میرم

دوست دارم حال و هواتو

اما تو یه بی خیالی سر رو پای کی می ذاری

تو می گفتی از نگاهش حتی از عشقش بیزاری

نمی خوام عاشق بمونم حرفای تو یه دروغه

دل بریدن و گذشتن ...

آره اینم یه دروغه

بعد رفتنت بگو به شوق کی زنده