از غم خبری نبود اگرعشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟
بی رنگ تر از نقطه موهومی بود
این دایره کبود اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود
در سینه هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟


نوشته شده توسط زینب در سه شنبه 1388/04/30 ساعت 1:37 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر دارش
سلام خیلی ممنون که سر زدی
شب که میشه برو کنار پنجره تا ستاره ها حسودیشون بشه که ماهشون عشق منه
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY